بديع الزمان فروزانفر
244
شرح مثنوى شريف ( فارسى )
سير جسم خشك بر خشكى فتاد * سير جان پا در دل دريا نهاد خشكى : در تعبيرات مولانا معاملات و سلوك ظاهرى است . دريا : سلوك باطنى و احوال و مقامات است . جع : فيه ما فيه ، طبع طهران ، بتصحيح نگارنده ، ص 48 ، 273 . در بيت بالا عالم حس و درون نيز تواند بود . موج خاكى و هم و فهم و فكر ماست * موج آبى محو و سكر است و فناست محو : نفى صفات بشرى ، ازالهى عوارض حدوث ، حالت بىخبرى از خود و لوازم خودى . مقابل : اثبات ، صحو . محو از اوصاف عبوديت است زيرا معنى آن ، دفع و نفى صفات ذميمه است و يا دور كردن اوصاف نفوس و يا نفى رسوم اعمال از جهت نظر كردن بفناى نفس . فناى كثرت خلقيه را در وحدت الهى نيز محو مىگويند و آن « محو حقيقى » است . جع : رسالهى قشيريه ، طبع مصر ، ص 39 ، كشاف اصطلاحات الفنون ، در ذيل : محو . سكر : مستى ، حالتى كه عقل را از تصرف و قواى انسانى را از انقياد عقل باز دارد ، غفلتى بهمراه طرب و نشاط و سستى اعضا بدون مرض و علتى كه از تناول مواد آشاميدنى حاصل شود ، و اين سكر مذموم و مادهى مولد آن در شريعت حرام است ، اين حالت گاهى هم بسبب غلبهى احوال ناپسند از قبيل حب جاه و زيادت قدرت و مال و خود بينى و نظاير آن روى مىدهد كه آن هم نكوهيده و مذموم است ، و چون اين معنى بسبب واردى قلبى پديد آيد ، مستى خدايى است كه صوفيه آن را بدين گونه تعريف مىكنند : دهشت و حالت بىخبرى از خود و غير كه در مشاهدهى جمال معشوق دست دهد مانند عاشقى كه